Close
(0) items
You have no items in your shopping cart.
All Categories
    Filters
    Preferences
    Search

    همیشه داستان حرف اول را می‌زند

    چهار شنبه, 02 آبان,1397
    کَری کِرک‌پاتریک، نویسنده و کارگردان انیمیشن کوچک‌پا:

    همیشه داستان حرف اول را می‌زند

    کودک و نوجوان > فرهنگی - اجتماعی - ترجمه‌ى سارا منصورى:
    مى‌گوید براى من، همیشه داستان حرف اول را مى‌زند؛ همیشه!

    باید یک داستان اصلى وجود داشته باشد و بعد مجموعه‌اى از وقایع با کمک عناصرى مثل موسیقى، طنز و... مخاطب را به‌سوى چیزى هیجان‌انگیز هدایت کند.

    «کَرى کِرک‌پاتریک»، نویسنده و کارگردان ۵۳ ساله‌ى آمریکایى است که پیش از این انیمیشن «پشت پرچین» را از او دیده‌ایم. او در این سال‌ها بیش‌تر روى صندلى نویسنده مى‌نشسته و آثارى چون «جمیز و هلوى غول‌پیکر»، «راهى به سوى اِلدورادو»، «فرار جوجه‌اى» و «اسمورف‌ها۲» را در کارنامه‌اش دارد.

    کرک‌پاتریک در دومین انیمیشن سینمایى‌اش «کوچک‌پا»، خیلى دیرتر از بقیه به پروژه اضافه شده و مى‌گوید درست در میانه‌ى پروژه، ایده‌اى را مطرح کرده که همه‌ى کارها را به هم ریخته است! او مى‌گوید این واردکردن شُک را به انیمیشن در میانه‌ى کار دوست دارد!

    کوچک‌پا، داستان یک «یتى» (مرد برفى) دانشمند است که متقاعد شده موجودات نادرى که با نام «کوچک‌پا»ها (انسان‌ها»، واقعاً وجود دارند! اکران جهانى این انیمیشن جذاب، از ششم مهر آغاز شده و احتمالاً تا مدتى دیگر نسخه‌ى دوبله‌ى آن به سینماها و شبکه‌ى نمایش خانگى ما هم مى‌رسد. به همین مناسبت ترجمه‌ى گفت‌و‌گویى را با این کارگردان براى شما انتخاب کرده‌ایم تا بیش‌تر با حال و هواى این داستان متفاوت و عجیب از زندگى یتى‌ها آشنا شویم.

    دوچرخه شماره ۹۴۳

    • در آغاز مى‌خواهم بدانم چرا انیمیشن؟ چه‌چیزى شما را به سمت انیمیشن کشید؟

    به‌نظر من انیمیشن، داستان‌سراى افسانه‌اى عصر مدرن است. درست مثل دوران یونان باستان که قصه‌گوها با داستان‌ها و افسانه‌هایشان در تمام جریانات و وقایع زندگى مردم جامعه دخیل بودند. حالا هم در عصر مدرن، هنر انیمیشن این نقش را بر عهده گرفته است.

    من همیشه به افسانه‌هاى تمثیلى علاقه‌ى زیادى داشته‌ام. در افسانه‌ها همیشه از حیوانات کمک گرفته شده تا درباره‌ى موضوعات انسانى صحبت شود. خیلى هیجان‌انگیز است که موضوعى بسیار بزرگ از نظر معنا، از زبان یک مورچه یا یک ملخ گفته شود. به‌نظر من این شیوه، راهى اثرگذار و در عین حال ساده‌تر است.

    • چه‌چیزى باعث شد فکر کنید داستان روبه‌رویى یک پاگنده با یک انسان، مى‌تواند براى مخاطب امروز جذاب باشد؟

    زمانى که بحث هم‌کارى با پروژه‌ى کوچک‌پا را به من پیشنهاد دادند، با «بِرِگزیت» (خروج انگلیس از اتحادیه‌ى اروپا) هم‌زمان بود. انتخابات برگزار شد. در جهان موج مهاجرت آغاز شده بود. گروهى از مردم روز به روز به سمت قوم‌گرایى و انزواطلبى گرایش پیدا مى‌کردند و مذاکرات زیادى براى تقویت مرزبندى بین کشورها، مثل دیوارکشى بین مکزیک و آمریکا در جریان بود.

    ناگهان متوجه شدم، «حقیقت» از هرطرف زیر حمله است. وقایع و عباراتى ساختگى در حال جایگزین‌شدن به‌جاى «حقیقت» بودند. متوجه شدم در عصر اطلاعاتِ غلط قرار گرفته‌ایم. اطلاعاتى که تحت‌تأثیر ترس و به اشتباه، به مردم داده مى‌شد. با خودم فکر کردم، من باید «حقیقت» راستین را آشکار کنم.

    کوچک‌پا این فرصت را برایم به‌وجود آورد. در انیمیشن ما، کوهستان برفراز ابرها قرار گرفته؛ یعنى ابرها شبیه دیوار مرزى بین ساکنان کوهستان و جهان خارجى هستند. در دهکده‌‌ى یتى‌ها، افرادى وجود دارند که درباره‌ى آدم‌ها دروغ مى‌گویند. البته آن‌ها ذاتاً بد نیستند. فقط فکر مى‌کنند با گفتن این دروغ، ساکنان را از خطرات دنیاى بیرون محافظت مى‌کنند.

    • جالب است که در این انیمیشن همه‌چیز به شکل عجیبى درست است!

    راستش من دیرتر از بقیه‌ى افراد، به این پروژه اضافه شدم. حدود سال ۲۰۱۶  میلادى بود و خب درست در میانه‌ى پروژه، ایده‌اى را مطرح کردم! این‌که دهکده‌ى پاگنده‌ها براساس یک دروغ بزرگ ساخته شده تا دربرابر انسان‌ها محافظت شود.

    راستش را بخواهید، این واردکردن شُک به انیمیشن را در میانه‌ى کار دوست دارم! هرچند که مشکلاتى را هم به‌وجود مى‌آورد.

    در تمام انیمیشن‌هاى مطرح، همیشه شخصیتى که از او چهره‌اى خبیث و بد ترسیم شده، در پایان داستان روى مثبتش براى مخاطب آشکار مى‌شود. ما هم در داستانمان، باید نشان مى‌دادیم، تصورى که پاگنده‌ها از آدمیزادها دارند، کاملاً درست نیست. هرچند که آدمِ بد هم وجود دارد، اما تعداد آدم‌هاى خوب، چندین برابر آن‌هاست.

    پایان‌بندى کوچک‌پا، امیدوارکننده و ایده‌آل‌گراست؛ مرز ابرى، از بین مى‌رود و انسان‌ها و پاگنده‌ها با هم دوست مى‌شوند. فراموش نکنید که ما داستانى افسانه‌اى را تعریف کرده‌ایم و در افسانه‌ها، پایان خوش همیشه دلچسب‌تر است.

    دوچرخه شماره ۹۴۳

     

    • از اول قرار بود کوچک‌پا به‌صورت‌ موزیکال تولید شود؟

    نه، انیمیشن‌ها عموماً در طول پروسه‌ى تولید، دست‌خوش تغییرات زیادى مى‌شوند. درباره‌ى این فیلم هم، آمدن من هم‌زمان شد با تغییر مدیریت در بخش انیمیشن استودیوى «برادران وارنر». آن‌ها کار موزیکالى را از من در «برادوِی» دیده بودند و خواستند که کوچک‌پا هم موزیکال شود.

    شاید سخت باشد که بپذیریم استودیوى وارنر هم مى‌تواند به‌خوبى استودیوهاى «دیزنی»، «پیکسار» یا «دریم‌ورکز»، موزیکالى موفق بسازد. اما با تمام احترامى که براى کمپانى‌هاى دیگر قائلم باید بگویم، بخش بزرگى از دنیاى کودکى و نوجوانى ما با «باگز‌بانى»، «دافى‌داک» و «چاک‌جونز» سپرى شده و استودیوى وارنر خیلى پیش‌تر از این، قدرتش را در تولید انیمیشن‌هاى به‌یاد ماندنى نشان داده است.

    با شما موافقم و به این فهرست دو انیمیشن دوست‌داشتنى «لک‌لک‌ها» و«لگو» را هم اضافه مى‌کنم. اما برگردیم به کوچک‌پا. به نظرم لایه‌هاى بسیارى در این انیمیشن وجود دارد؛ طنز، موسیقى، داستان، پیام‌هایى پیرامون آفرینش، کشف جهان و...

    • کدام‌یک از این عناصر در وهله‌ى اول براى شما که در میانه‌ى مسیر به این پروژه اضافه شدید، جذابیت بیش‌ترى داشت؟

    براى من همیشه، داستان حرف اول را مى‌زند؛ همیشه! باید یک داستان اصلى وجود داشته باشد و بعد مجموعه‌اى از وقایع با کمک عناصرى مثل موسیقى، طنز و... مخاطب را به‌سوى چیزى هیجان‌انگیز هدایت کند.

    • اما سؤال آخر! زبان آدم‌ها به گوش یتى‌ها، شبیه جیرجیر است. یک‌جور زبان من‌درآوردى مثل زبان مینیون‌ها که مخاطب مدام دقت مى‌کند تا کلمات مخفى‌شده در آن را بفهمد. چه‌طور به این زبان رسیدید؟

    این را به‌خلاقیت تدوین‌گرمان، یعنى «پیتر اتینگر» مدیونیم. او کلمه‌هایى را تصادفى اتنخاب مى‌کرد و گام‌هاى آن را تغییر مى‌داد. او به فرمولى رسید و آن را در تمام انیمیشن، به‌کار برد. وقتى براى اولین‌بار آن‌ها را شنیدیم همه به خنده افتادیم. به نظرم بامزه‌ترین دیالوگ آن‌جاست که شخصیت «پرسى» مى‌گوید: «بگیر-تو-دا- بی-لا- بو!»

    دوچرخه شماره ۹۴۳

    برچسب ها

    Leave your comment