بسته
(0) سبد خرید
شما هیچ موردی در سبد خرید خود ندارید
لیست محصولات
    فیلترها
    زبان
    جستجو

    موقعیت دلار؛ تاریخچه مختصر یک کلاهبرداری

    شنبه, 05 آبان,1397
    **برتون وودز چگونه کار می‌کرد؟

    بر اساس توافق برتون وودز، کشورهای عضو متعهد می‌شدند که نرخ‌ تبادل ثابت بین ارز خود و دلار را حفظ کنند. اگر ارزش پول یک کشور نسبت به دلار بسیار ضعیف می‌شد، بانک مرکزی آن کشور ارز خود را در بازارهای ارز خارجی خریداری می‌کرد که این مسئله سبب کاهش عرضه ارز و افزایش قیمت آن می‌شد. همچنین اگر ارزش پول یک کشور بیش از حد بالا می‌رفت، بانک مرکزی همان کشور با چاپ بیشتر پول ملی سبب افزایش عرضه و کاهش ارزش آن می‌شد. طی این توافق، اعضا پذیرفتند که واحد پول خود را به دلار آمریکا و نه طلا تبدیل کنند. اما این موقعیت ممتاز ناشی از ذخائر عظیم طلای آمریکا بود. چنانکه در بخش نخست اشاره شد، در زمان مذاکرات تدوین سیستم مالی بین‌المللی، ایالات ‌متحده با در اختیار داشتن سه چهارم طلای جهان، موقعیت ممتازی برای دلار خود رقم زده بود، به‌نحوی که ارز هیچ کشور دیگری توان تبدیل کامل به طلا را نداشت. دلار اکنون جایگاه طلا را به دست آورده بود. در نتیجه، ارزش دلار نسبت به سایر ارزها رو به افزایش گذاشت. با وجود آنکه ارزش دلار در برابر طلا در طول اجرای سیستم مالی برتون وودز ثابت مانده بود، هر روز تقاضای بیشتری برای دلار به‌وجود می‌آمد. این اختلاف در ارزش سبب فروپاشی سیستم برتون وودز در سه دهه بعد شد.

    **حباب ارزش دلار؛ نشانه‌های یک بحران

    سیاستمداران آمریکا در قالب توافق برتون وودز به بقیه جهان اطمینان داده بودند که واحد پول این کشور با حفظ پیوند میان دلار و طلا، قابل‌اعتماد است. در دهه 1960، مازاد عرضه دلار آمریکا به‌دلیل کمک‌‌های خارجی، هزینه‌های نظامی و سرمایه‌‌گذاری خارجی سیستم برتون وودز را تهدید می‌کرد. ایالات ‌متحده تعهد کرده بود که هر 35 دلار را برابر یک اونس طلا قرار دهد. اما میزان دلار در گردش جهان در دهه 1960 بیش از ذخائر طلای آمریکا در همین دهه شده بود. به‌منظور حفظ سیستم برتون وودز، جان اف. کندی و جانشین او، لیندون جانسون تدابیری را برای حمایت از دلار اتخاذ کردند. ازجمله این اقدامات محدود کردن اعطای وام خارجی، ریشه‌کن کردن خروج رسمی دلار و برخی اصلاحات مالی بین‌‌المللی بود. با این حال هیچ‌کدام نتوانست از مشکلات جاری جلوگیری کند. این باور وجود داشت که در آینده نزدیک آمریکا مجبور خواهد شد حباب ارزش دلار را با تضعیف آن جبران کند. به این منظور، پیش‌بینی می‌شد قیمت هر اونس طلا از 35 دلار فراتر رود. اما سؤال اصلی این بود: تضعیف دلار تا چه سقفی صورت خواهد پذیرفت؟

    **«شوک نیکسون»؛ آمریکا زیر میز توافق می‌زند!

    حباب قیمت دلار سبب کسری تجاری آمریکا و کاهش صادرات آن شده بود. همچنین هزینه‌های سنگین مشارکت آمریکا در جنگ ویتنام که از 1965 آغاز شده بود، به کسری بودجه دامن می‌زد. در آگوست 1971 ریچارد نیکسون با تشکیل جلساتی در کمپ دیوید، مرکب از وزیر خزانه‌داری، جان کانلی و مسئول بودجه، جورج شولتز و بدون حضور مشاور امنیت ملی هنری کیسینجر و وزیر امور خارجه، ویلیام راجرز سیاست‌های جدید اقتصادی خود را تحت‌عنوان «چالش صلح» اعلام کرد. برنامه جدید بر 3 محور استوار بود: افزایش سطح اشتغال و بهبود درآمد مشاغل، کاهش هزینه‌های زندگی در آمریکا و حفاظت از دلار. برای دو هدف نخست، نیکسون نرخ مالیات را کاهش داد. اما برای تحقق هدف سوم، تبدیل‌پذیری (تسعیر) دلار به طلا را که مطابق برتون وودز در تعهد دولت آمریکا بود، لغو کرد.

    **پایان برتون وودز؛ سعی و خطا تا رسیدن به سیستم نرخ شناور

    لغو تسعیر دلار به طلا به‌معنای لغو توافق برتون وودز بود. پس از خروج آمریکا از توافق، مذاکرات جدیدی حول ایجاد یک سیستم مالی جدید شکل گرفت. پس از ماه‌ها مذاکره، گروه جی 10 (بلژیک، کانادا، فرانسه، ایتالیا، آلمان، ژاپن، هلند، سوئد، بریتانیا و ایالات ‌متحده) با مجموعه جدیدی از نرخ‌‌های تبادل ثابت مبتنی بر دلار در دسامبر 1971 به توافق رسیدند. توافق جدید به‌موجب آنکه در مؤسسه اسمیت­سونیان واشنگتن منعقد شد، به توافق اسمیت­سونیان شهرت یافت که طی آن آمریکا متعهد شده بود ارتباط دلار و طلا را حفظ کند و در عین حال ارزش دلار را به‌ازای هر اونس طلا 8.5% کاهش دهد. اگرچه نیکسون این توافق را «مهم‌ترین توافق ‌نامه پولی در تاریخ جهان» نامید با این حال نرخ مبادله توافق اسمیت­سونیان چندان دوام نیاورد. پانزده ماه بعد، در فوریه سال 1973، فشار بازارهای مالی به کاهش بیشتر ارزش دلار منجر شد. این بار هیچ تلاشی برای حفظ برتون وودز صورت نگرفت. در مارس 1973، شش عضو اروپایی گروه جی 10، واحد پول خود را به هم متصل کردند تا برابر دلار آمریکا شناور شود. تصمیم این 6 کشور اروپایی منجر به رها کردن سیستم نرخ ثابت به‌نفع سیستم نرخ شناور ارز شد. در 1976، مطابق پیمان جاماییکا رسماً به سیستم نرخ ثابت ارز خاتمه داده شد. در دهه 80 میلادی، تمام کشورهای صنعتی به سیستم نرخ شناور پیوستند.

    **1973، پیدایش پترودلار و تحکیم هژمونی آمریکا

    هم‌زمان با تصمیم 6 کشور اروپایی جی 10 و آغاز بحران نفتی در سال 1973 ریچارد نیکسون، سعودی‌‌ها و بقیه کشورهای عضو اوپک را متقاعد کرد که نفت خود را تنها به دلار بفروشند. این تصمیم برای حفظ جایگاه دلار آمریکا در تجارت بین‌الملل حیاتی بود، به‌نحوی که حتی امروز هم یکی از چالش‌های اصلی سیستم‌های مالی مستقل از دلار، گردش 1.6 تریلیون دلاری تجارت نفت در جهان است. واژه پترودلار در اوایل دهه 1970 در دوره بحران نفت ابداع شد. سیستم پترودلار توانسته است دلار آمریکا را به ارزی که قابلیت ذخیره‌سازی برای کشورها دارد، ارتقا دهد. نفت کشورها با دلار مبادله و مازاد درآمدهای دلاری کشورهای تولیدکننده نفت مجدداً در اوراق خزانه دولت آمریکا سرمایه‌گذاری می‌شود. از طریق این چرخه، بازارهای مالی آمریکا با منبع نقدینگی و جریان سرمایه خارجی تغذیه می‌شوند. دلار اضافی‌ای که از سوی کشورهای نفتی مجدداً به بازارهای مالی آمریکا باز می‌گردد، صرف کالا نمی‌شود، بنابراین جریان پترودلار منجر به تورم در آمریکا نمی‌شود.

    **پترودلار و هژمونی آمریکا

    سیستم پترودلار کمک بزرگی به حفظ جایگاه دلار در دوران پسا برتون وودز کرده است. نقش توافق دهه 70 با عربستان سعودی در حفظ سیستم پترودلار بسیار با اهمیت است. در چارچوب همکاری میان آمریکا و عربستان بود که دیگر اعضای سازمان کشورهای صادر کننده نفت (اوپک) برای استاندارد کردن فروش، به دلار رجوع کرده‌اند. اگرچه در آغاز این یادداشت به نشانه‌های پیدایش کمپین حذف دلار اشاره شد، اما آمارهای جهانی نشان از سلطه دلار در مبادلات بین‌المللی دارد. بنا بر گزارش بانک توسعه بین‌‌المللی (BIS) ، 88 درصد از معاملات خارجی در آوریل 2016 دست کم در یک طرف معامله، با دلار آمریکا مرتبط بوده است.

    **موقعیت دلار؛ حال و آینده

    با وجود این، اقتصادهای بزرگی چون چین و روسیه اقدام به اتخاذ تدابیر حذف دلار کرده‌اند. به‌طور مثال امروز چین، نفت را از آنگولا، گاز را از روسیه، زغال‌سنگ را از مغولستان و سویا را از برزیل با یوان خریداری می‌کند. تلاش اعضای بریکس متشکل‌ترین اقدام برای حذف دلار از صحنه مبادلات تجاری است. استفاده دیوانه‌وار ترامپ از ابزار دلار، تلاش‌ها برای خارج کردن دلار از صحنه مبادلات تجاری را سرعت بخشیده است. با این حال هنوز راه درازی در پیش است. آمریکا نشان داده است حتی از گزینه جنگ برای حفاظت از منافع اقتصادی خود دریغ نخواهد کرد. پرسش اصلی این است: آیا تلاش‌ها برای تضعیف جایگاه دلار می‌تواند منجر به جنگ جهانی جدیدی شود؟

    گزارش از سید محمدجواد حسینی
    **اداره کل اخبار چندرسانه‌ای**ایرناپلاس**

    برچسب ها

    ثبت نظر