بسته
(0) سبد خرید
شما هیچ موردی در سبد خرید خود ندارید
لیست محصولات
    فیلترها
    زبان
    جستجو

    'سریال' تهدیدی برای 'سینما'

    دوشنبه, 20 اسفند,1397

    به گزارش سایت دفتر مشق به نقل از ایرنا

    به گزارش گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش های خبری، «ناصرالدین علی تقویان» استاد دانشگاه و متخصص حوزه فلسفه آموزش پرورش و پژوهشگر مطالعات هنر در گفت وگو با پژوهشگر ایرنا گفت: ما تا ده سال آینده با یک چرخش پارادایمی مواجه هستیم و من آینده هنرهای بصری را در سریال می بینم. یعنی از نظر من سینما افول خواهد کرد، نه این که کلا از بین برود ولی به حاشیه سریال می رود.
    این پژوهشگر مطالعات فرهنگی و هنر در ابتدای صحبت با فاقد اولویت خواندن وضعیت تولیدات بصری در ایران در مقایسه با خارج از ایران، مولفه های عدم قابلیت رقابت ایران با جهان را بر شمرد: این عدم رقابت در همه چیز هست؛ از فیلمنامه بگیرید تا ساخت، تکنیک و محتوا، نوع رویکرد و نگاهی که هر کارگردان و هر فیلمسازی دارد، مشکل دارد و ضعیف است در مورد سینمای ایران نمی توانم با دقت و اطمینان حرف بزنم چون نمی بینم و این ندیدن از روی عدم رغبت است.
    «در کل این تولیدات را خیلی جدی نمی بینم چون رویکرد فکری خیلی جدی ای در آنها نمی بینم؛ به اضافه اینکه فیلمنامه ها قوی نیست؛ اگر شخصیت محور هستند مشخصا شخصیت پردازی خیلی قوی ای وجود ندارد. اگر حادثه محور باشند حادثه ها خیلی آبکی در می آید. در فیلمنامه کشش و تعلیق ندارد، آدم را خیلی به تفکر وا نمی دارد و سوال ایجاد نمی کنند. شاید چند نمونه استثناهایی باشد که در آنها هم حرف هست».
    وی ادامه داد: بحث بودجه و میزان هزینه فیلم ها هم مطرح است و همه اینها باعث ضعیف درآمدن کار می شود. به اضافه ی رویکرد در مجموع دولتی ای که سایه اش را به نوعی انداخته است و بخشی از آن ضعف فیلمنامه و رویکرد به بحث ممیزی و نگاه هایی باز می گردد که در حوزه فرهنگ هست و اینها خواه ناخواه باعث بیزاری می شوند.

    **اختلاط خالق و مخلوق در عصر جدید سریال سازی
    تقویان در ادامه با تاکید بر اهمیت سریال بر ذهنیت و زندگی بینننده و همچنین نقش خلاقی که بیننده سریال در روند آن دارد تصریح کرد: من با یک رویکرد پدیدارشناسانه این گونه می گویم که جهان سریال و جهانی که در/ با سریال آفریده می شود جهانی است که در آن معناهای بیشتری امکان شکل گیری دارد؛ جهانی است که در آن افق گسترده تری از ارتباطات و کنش های انسانی را می توانیم تجربه کنیم و این دست کم تجربه شخصی خود من است. به بیان دیگر در سریال هم به لحاظ فرم و هم محتوا امکان های بیشتری برای ارزش آفرینی وجود دارد؛ ارزش های نمادین.
    «در سریال من فرصت و امکان بیشتری دارم تا در آن جهان مشارکت کنم. به ویژه در این جریان سریال سازی اخیر، اصولا مخاطب دیگر مخاطب نیست و بخشی از جریان تولید است. مرز مخاطب و خالق به نوعی انگار برداشته شده است».
    این استاد دانشگاه تشریح کرد: Producer یعنی تولید کننده، امروز شده است produser. این یعنی اهمیت user یا کاربری که دیگر فقط مخاطب نیست و در فرآیند تولید هم قرار می گیرد. در این پروسه اهمیت نقش کاربر، تحلیل ها دیگر صرفا متکی به نظرسنجی نیستند و با دنبال کردن فن پیج ها (پیج هوادارن) و کسانی که در این باره گفت وگو می کنند، به تحلیل این گفت وگوها می پردازند و بر اساس گرایش عمومی یا بخشی از گرایشات خاصی که از این تحلیل ها در می آید، روند داستان و حتی شیوه و فرم ساخت را هم عوض می کنند.
    «این مساله به طور کلی و به لحاظ پدیدارشناختی افق فراتر رفتن از موقعیت های کنونی را بیشتر برای ما فراهم می سازد».
    وی افزود: یعنی از نظر من وقتی افق گشوده می شود امکان رهایی و امکان آزادی برای ما بیشتر می شود. در پدیدارشناسی ما یک موقعیت داریم و یک آزادی که اینها دو قطب مخالف هم هستند؛ موقعیت یعنی واقعیت و یعنی آن چیزی که ما به نوعی در آن اسیر هستیم و شرایط واقعی زیست ما محدودیت هایی را به ما روا می دارد و در بند می کند. این که مثلا ما در کدام جغرافیا و در کدام شهر به دنیا آمده ایم، در کدام کشور و در چه موقعیت زمانی هستیم و خانواده مان چه کسانی هستند، همه عناصری از موقعیت هستند که ما درون آن هستیم و آگاهی پدیدارشناسانه به این موقعیت، یعنی توان یا امکان چیرگی بر آن.
    «یعنی این که ما وقتی می فهمیم در چه موقعیتی هستیم، تازه قدم اول برداشته می شود برای این که امکان فراتر رفتن از موقعیت برای ما ایجاد شود و این امکان فراتر رفتن از موقعیت، یعنی گشوده شدن پهنه آزادی».

    **افقی بزرگتر از سایر آفاق
    تقویان در تبیین پتانسیل های بالقوه ی سریال خاطر نشان کرد: جهان سریال درک ما را از موقعیت خودمان (موقعیت کلی انسانی) عمق می بخشد؛ به این معنا که باعث چیرگی ما بر موقعیت خودمان می شود؛ این موضوع باعث می شود با چیرگی بر موقعیت خود بتوانیم امکان های بالفعل آزادی را برای خودمان، حداقل تخیل کنیم. یعنی افقی فراتر از موقعیت کنونی ما برای ما گشوده می شود. این مساله به لحاظ فرم و محتوا با سریال خیلی بیشتر تحقق می یابد.
    «به لحاظ فرم چون سریال دنباله دار است به شما این فرصت را می دهد که در آن جهان به اندازه کافی غوطه بخورید؛ به ویژه سریال های بلند. تجربه پدیدارشناسانه من می گوید زمانی که درگیر یک سریال دنباله دار خوب هستم، به ویژه زمانی که همه را پشت سر هم می بینم یعنی منتظر یک قسمت برای هفته بعد نمی مانم، امکان این که شیره زندگی را بمکید و تا تهش بروید، تجربه بکنید و تجربه آن جهان کاملا بر تو پدیدار شود، ممکن می شود».
    وی افزود: این جریان با تمام عمق، زوایا و ریزه کاری هایش باعث می شود تا در آن جهانی که غوطه می خورید، عناصر جهان های دیگر (کار و زندگی و خانواده و هرچه که می خواهد باشد) را از زاویه این دنیا تفسیر کنید. و مانند یک عینک و افقی است که از درون آن افق، افق های دیگر را می بینید؛ افقی است که
    این پژوهشگر مطالعات هنر ادامه داد: در خود سینمای کلاسیک هم ما شبیه چنین فرمی را قبلا در «سیکوئل ها» تجربه کردیم. یعنی فیلم هایی که در سه قسمت ساخته می شوند، سه گانه ها و چهارگانه ها. این ها به نوعی به سریال نزدیک می شوند و چیزی شبیه به آن هستند. مثلا «ارباب حلقه ها» چند سری و هرکدام هم به طور مجزا مثلا حداقل سه ساعت بود.
    «به همین دلیل است که آدم در آن جهان درگیر می شود. در سریال این بیشتر می افتد و این امکان بیشتر فراهم می شود. ضمن این که وقتی سریال هر قسمتش بین 45 دقیقه تا یک ساعت است و در شبکه های تلویزیونی پخش می شود، این که کارگردان تصمیم بگیرد کجا این قسمت را تمام کند و نقطه تعلیق یا اوج را کجا بگذارد که بیننده را هفته بعد پای سریال بکشاند مممکن می شود؛ و آن وقت به تناسب آن با با تبلیغات بازرگانی شبکه هماهنگ می شوید یا آن را مجبور می سازید که با تو هماهنگ شود.
    ضمن این که پدیده مهم دیگری به اسم سینمای خانگی شکل گرفته است؛ این که شما می توانید امروز در خانه بنشینید، یک صفحه بزرگ داشته باشید و دیگر مجبور نباشید که بلند شوید و به سالن سینما بروید، تصویر و صدای خوب دارید، ضمن این که فضای شخصی خودتان را هم دارید. در عین حال امکان انتخاب و نگه داشتن و زوم کردن و... را در فیلم دارید، در حالی که در سینما هیچ کدام از این امکان ها را ندارید».
    تقویان چنین جمع بندی کرد که: همه این عناصر اصولا یک ساختار جدیدی (در مفهوم جامعه شناختی اش) را در هنرهای بصری نوین ایجاد کرده است که در این ساخت است (آن تجربه پدیدارشناسانه که پیشتر عرض کردم) ممکن می شود. و این ساختار با ساختار فیلم های کلاسیک در سینما متفاوت است. ما می بینیم که خیلی از سرشناسان و کله گنده های سینمای کلاسیک در هالیوود و جاهای دیگر (چه هنرپیشگان و چه کارگردان ها و تهیه کنندگان) کم کم دارند به سمت سریال سازی می آیند و حتی به جای شرکت های بزرگ و مشهور فیلم سازی، کم کم شبکه های تولید سریال دارند قدرت را به دست می گیرند و صنعت هنرهای دیداری را پیش می برند.
    «همه اینها و مجموعه ای از عوامل اقتصادی، جامعه شناختی روایی و تکنیکی را اگر کنار بگذاریم، می بینیم که انگار یک جهان جدیدی به نام سریال در حال پدید آمدن است. که دارای ساختی کاملا متفاوت با سینمای کلاسیک است. و این جهان به عقیده ام قابلیت جهانگیر شدن بیشتری نسبت به سینما را دارد و حتی سینما را ذیل خود می گیرد. این عوامل باعث می شوند که من بتوانم ادعا کنم که ما داریم به سمت جهان سریال می رویم. و جهان سینمای کلاسیک در معنای کلاسیکش زیر سایه این جهان جدید می رود».

    **سریال عرصه آزادی داستان
    تقویان در پاسخ به این سوال که آیا می توان این برتری سریال نسبت به فیلم را به اهمیت مانای کتاب به ویژه کتاب هایی که فیلم هایی با اقتباس از داستان آنها، ساخته شده است قیاس کرد، ضمن این که همواره باید ملحوظ داشت که در جریان تبدیل یک داستان مکتوب به یک سند بصری بخشی از آن دچار اضمحلال شده و حذف می شود، گفت: به طور کلی درست است اما طرف دیگرش هم می تواند درست باشد. مثلا بعضی از سریال هایی که بر اساس یک رمان نوشته می شوند از خود آن رمان بهتر هستند. از نظر من هستند مواردی که تجربه سریالش برایم خیلی غنی تر از تجربه خود کتاب بوده است. مثلا کتاب و سریال سرگذشت ندیمه که دو فصل سریال آن ساخته شده و هنوز هم ممکن است تولید شود، من هم متنش را خوانده ام و هم سریالش را دیده و به عقیده ام سریالش بهتر است.
    «و این هم به همان دلیلی است که عرض کردم و آن این که چون داستان این کتاب سریالش، ساخته شده است و نه فیلمش. چون سریال از آن ساخته اند، امکان های فراتر رفتن از موقیعت کتاب را به ما می دهد. و این فراتر رفتن از موقعیت کتاب گشودن یک عرصه آزادی است که امکان تفسیر را بیشتر می کند و همین گشودن عرصه آزادی تفسیر به ما این حق را می دهد که بتواند ادعا کنیم که سریالش بهتر از کتابش است».
    پژوهشم**9480

    برچسب ها

    دفترمشق دانشگاه
    ثبت نظر