Close
(0) items
You have no items in your shopping cart.
All Categories
    Filters
    Preferences
    Search

    دولت یا کهنسالانِ فارغ از فکر آینده- سمیه توحیدلو*

    چهار شنبه, 02 آبان,1397
    رینهارت کوزلک (1923-2006) سابقه مفصلی دارد در ربط فلسفه، تاریخ، زبان‌شناسی و جامعه‌شناسی. اندیشمندی که جایگاه بزرگی در دنیا دارد و کمتر در جامعه ما شناخته شده است. باور دارد ما همواره درگیر زمان تاریخی هستیم. زمان تاریخی مرتبط با لحظه حال است. اما اکنونِ ما با افق‌هایی که از آینده داریم معنا می‌یابد و تجارب تراکم یافته ما از گذشته مسیر ما را می‌سازد و بدین‌سان زمان تاریخی ممکن می‌شود. درواقع تاریخِ ممکن، لحظه حالی است که از فضای تجربه (گذشته) و افق انتظار (آینده) برمی‌آید. چنین است که نمی‌شود بدون آینده و گذشته در امروز زیست و زمان را شناخت.
    دیروز رئیس‌جمهور در دعوتی که از اصحاب علوم اجتماعی داشته‌اند دغدغه‌ای مطرح کرده‌اند: «نگذاریم آینده را سیاه‌نمایی کنند و... نباید جامعه نگران آینده باشد». این کلام بدان معناست که ایشان براین باورند افراد باید در آن لحظه زندگی کنند و با گذشته و آینده هم هیچ ارتباطی برقرار نکنند. فراموش کرده‌اند که دوره مدرن این زمانمندی را برای ما رقم زده است.
    ما انسان‌هایی فارغ از زمان نیستیم. دغدغه آینده اساس توسعه و پیشرفت هر کشوری است و به همین ترتیب زندگی‌های فردی ما نیز با تصور از آینده محقق می‌شود. در دنیای امروز نمی‌شود حال را بدون فردا و نگرانی برای آن ساخت. از طرفی ما درگیر انبانی از تجربه تاریخی هستیم که ماهیت تکرارشونده‌ای در برخی از موضوعات داشته و نگرانی را از آینده برای امروزمان واقعی کرده است. آقای رئیس‌جمهور برای حل معضل سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی و رفع دغدغه‌های مدیریتی و اقتصادی گزاره ناشدنی‌ای را خواسته‌اند.
    در ضمن همین باور غیرزمانمند در نگاه ایشان عاملی شده که به این مسئله رسیده‌اند که «ما همان دولتیم و رویکردها همان رویکرد، چه شده است...» گزاره‌ای که به‌نوعی در مواجهه با همان «انتقاد دستوری» است که از آن گلایه داشته‌اند و فکر کرده‌اند احتمالاً جامعه‌شناسان تنها گزاره‌هایی خارج از فضای مدیریتی به ایشان از موضع دستوری گفته‌اند. «چه‌ باید کرد»‌های جامعه‌شناسان برایشان دستوری بوده است.
    آقای رئیس جمهور حق دارد، اطرافش را جماعتی از میانسالان و کهنسالانی گرفته است که برایشان آینده معنادار نیست. نگرانی نسبت به آینده هم ندارند. وقتی هم که دعوت از جامعه‌شناسان می‌کنند، مسئولینی جامعه‌شناس و جامعه‌شناسانی شاخص را برمی‌گزینند که مدام ابراز خوشحالی کنند از چنین جلساتی و به‌سان یک مقام والا نه یک فرد در موضع پاسخگویی با وی رفتار کنند.
    شاید اگر رئیس جمهور و تیم برگزار کننده این برنامه‌ها به‌جز افراد شاخصی که مدام حرفشان را در طول سال‌ها زده‌اند کمی به جوانترهای جامعه‌شناس که این روزها کم هم نیستند بها می‌دادند و تنها به دعوت از دو جوان که اتفاقاً به‌نوعی از مسئولان شاخص هستند (که احتمالاً در غیر اینصورت در این مجموعه جایی نداشتند) اکتفا نمی‌کردند، حرف‌های نشنیده‌تری را می‌شنیدند. شاید دیگر مقابل حرف‌های این گروه نمی‌توانستند به این گزاره ناشدنی برسند که «نباید نگران آینده بود».
    تمامی حاضران افراد شاخصِ محترم و ارزشمندی بودند. اندیشمندانی که اثرگذاری والایی در حوزه علوم اجتماعی داشته‌اند. اما قبول بفرمایید که دغدغه آینده را بهتر از جوانان کسی نمی‌تواند تبیین کند. جوان‌ترها نیازی به نمایندگی میانسالان ندارند.

    * جامعه‌شناس

    منبع روزنامه ایران

    **اداره کل اخبار چندرسانه‌ای**ایرناپلاس**

    برچسب ها

    Leave your comment