بسته
(0) سبد خرید
شما هیچ موردی در سبد خرید خود ندارید
لیست محصولات
    فیلترها
    زبان
    جستجو

    تو باز هم شگفت‌زده‌ام می‌کنی!

    سه شنبه, 01 آبان,1397

    تو باز هم شگفت‌زده‌ام می‌کنی!

    کودک و نوجوان > فرهنگی - اجتماعی - خانه فیروزه‌ای > یاسمن رضائیان:
    تو از هر‌کسی در این دنیا به من مهربان‌تری. بیش‌تر از هر‌کسی حواست به من هست و چون تمام اتفاق‌ها در دست توست و مرا دوست داری، به‌راحتی همه‌چیز را به سمت خیر و مصلحت من پیش می‌بری.

    نمی‌دانم این‌که بگویم از داشتن تو خوشحالم، کافی است یا نه؟ من فقط خوشحال نیستم. این‌که تو را دارم، بی‌نهایت حس خوب را توأمان در قلبم بیدار می‌کند.

    تو مرا دوست داری چون صدایم را می‌شنوی. گاهی از تو می‌خواهم مدرسه تعطیل شود تا امتحان سخت فردا عقب بیفتد. تو صدایم را می‌شنوی و بی‌مقدمه، مدرسه را تعطیل می‌کنی تا من فرصت بیش‌تری برای درس‌خواندن داشته باشم.

    تو مرا دوست داری چون صدایم را می‌شنوی. گاهی از تو می‌خواهم مدرسه تعطیل شود چون خیلی خسته‌ام و می‌خواهم فردا صبح فرصت بیش‌تری برای خوابیدن داشته باشم. تو می‌دانی فردا چه اتفاق‌های خوشایندی در مدرسه انتظارم را می‌کشند. برای همین می‌گویی کمی صبر کن. اتفاقی رخ نمی‌دهد و مدرسه تعطیل نمی‌شود تا من ببینم فردا چه لحظه‌های خوشی را تجربه خواهم کرد.

    من فکر می‌کنم وقتی از تو درخواستی داشته باشم، چه آن را بر‌آورده کنی و چه بر‌آورده نکنی، در هر صورت صدایم را شنیده‌ای و خواسته‌ام را پذیرفته‌ای؛ اما اگر چیزی بهتر برایم در نظر گرفته باشی همان بهترین را به من می‌دهی و نشانم می‌دهی آن‌چه تو خواسته‌ای بهتر از آن‌چیزی بود که من می‌خواستم. تو این مدلی هستی و من تو را به‌خاطر همین‌مدلی‌بودنت دوست دارم. چون با این روش می‌توانی بار‌ها و بار‌ها مرا شگفت‌زده کنی.

    تو بیش‌تر از هر‌کسی در این دنیا حواست به من هست. به من بار‌ها و بار‌ها فرصت داده‌ای. بار‌ها پس از گریه‌ای طولانی، اتفاقی بامزه افتاده است که دقیقه‌ها مرا خندانده است. همیشه همین‌طوری می‌شود. بعد از غمی سنگین، خنده‌های طولانی و واقعی از گوشه و کنار قلب آدم سرک می‌کشند. حتی گاهی بعد از گریه‌ای طولانی، نکته‌هایی کوچک و کم‌رنگ را به یادم می‌آوری که می‌توانند باعث شادی‌ام شوند. همان‌ها که این احساس را در من بیدار می‌کنند: «باز هم روزنه‌های کوچک شادی و امید وجود دارند.»

    من فکر می‌کنم وقتی گریه‌ای طولانی را در روزم قرار می‌دهی، یعنی حواست به من هست. چون بعد از این گریه، چه مرا به خنده بیندازی چه نیندازی، باز هم نکته‌های کوچک و کم‌رنگ خوش‌بختی در ذهنم جرقه می‌زنند. حتی بدون این جرقه‌ها باز هم می‌دانم حواست به من هست. همین که گه‌گاه گریه‌ام می‌گیرد و می‌توانم احساس سبکبالی بعد از گریه را تجربه کنم یعنی هنوز حواست به قلب من هست که لطیف بماند. گریه‌کردن روش‌ خوبی است که تو برای لطیف‌ماندن قلب بنده‌هایت خلق کرده‌ای. تو این مدلی هستی و من تو را به‌خاطر همین‌مدلی‌بودنت دوست دارم. چون با این روش مرا بار‌ها و بار‌ها شگفت‌زده می‌کنی.

    تو از هر‌کسی در این دنیا به من مهربان‌تری و نمی‌دانم برای این‌که بگویم از داشتن تو خوشحالم همین یک جمله کافی است یا نه؟ آخر داشتن آن‌که مرا بیش‌تر از هر‌کسی دوست دارد و بیش‌تر از هر‌کسی حواسش به من هست، خودِ خودِ خوش‌بختی است و تو همانی هستی که بودنت دلیل خوشبختیِ محض من است.

    برچسب ها

    ثبت نظر