بسته
(0) سبد خرید
شما هیچ موردی در سبد خرید خود ندارید
لیست محصولات
    فیلترها
    زبان
    جستجو

    تصویرگری عاشورا، از نگارگری تا روایت تجریدی و نمادین معاصر

    سه شنبه, 08 آبان,1397
    متون دینی و تاریخی به موازات ادبیات از گذشته تا به امروز الهام بخش هنرمندان بوده است؛ هنرمندان به رغم موانع تصویرگری دنیای متافیزیک و قدسی و با وجود ملاحظات سیاسی، اجتماعی، دینی و فرهنگی با شور و عشق به تصویرگری متون و روایت های دینی اهتمام داشته و عشق و ایمان و ارادت خود را در تصویرگری و شخصیت پردازی از خاندان پیامبر (ص ) اثبات کرده اند.
    در میان تصویرگری متون دینی، تصویرگری واقعه عاشورا از اهمیت ویژه ای برخوردار است. مهمترین بازنمود واقعه عاشورا را می‌توان در آثار نقاشی پشت شیشه، نقاشی قهوه خانه ای، نقاشی چاپ سنگی و نگارگری مشاهده کرد. امروزه نیز با گذشت قرن ها این موضوع همچنان دستمایه خلق آثار هنری قرار گرفته است و نقاشان معاصر نیز روایت خاص خود را از واقعه عاشورا به تصویر کشیده اند که گاه به شیوه روایی یا نماد پردازانه و رمزگونه و گاهی بسیار تجریدی بازتاب یافته است.
    می‌توان گفت قرائت تازه ای از مضمون عاشورا در آثار نقاشی هنرمندان معاصر نمود یافته و آثار فاخری خلق شده است که زمینه مناسبی برای مطالب مورد پژوهش در این موضوع را فراهم می‌آورد. در این باره می توان از سخنان دو تن از اساتید این رشته بهره برد.
    «علی‌اصغر میرزایی مهر»، عضو هیات علمی دانشگاه علم و فرهنگ در این باره می گوید: در طول تاریخ تشیع طیف های مختلف اجتماعی از جمله هنرمندان، حساسیت های ویژه ای نسبت به وقایع عاشورا و قهرمان آن، امام حسین(ع) داشته اند که از این رو این واقعه تاثیرگذار از محدوده مذهبی و اعتقادی فراتر رفته و به حوزه های هنری گام نهاده است.
    میرزایی با اشاره به تاثیر واقعه عاشورا در هنرهای مختلف می افزاید: هنرهای کلامی مثل شعر و داستان و هنرهای شنیداری و دیداری مثل موسیقی و نمایش و هم چنین در انواع هنرهای تصویری مانند مصورسازی کتاب، نقاشی قهوه خانه ای، نقاشی پشت شیشه و کاشی کاری با واقعه عاشورا گره خورده است، اما به موازات قدرت یافتن صفویه و حاکمیت مذهب شیعه در ایران، گونه ای نقاشی بر دیوار بقاع متبرکه رواج می یابد که اساس موجودیت خود را مدیون عاشورا است.
    به گفته وی، هنرمندان برخاسته از میان توده مردم شهر و روستا شنیده های خود را از وقایع گوناگون عاشورا با بیانی حماسی و اسلوبی ساده و مردم پسند بر دیوارهای این بناهای مذهبی نقش می زنند و جنبه های توصیفی و روایی این نقاشی ها به گونه ای است که می توان رویدادهای خرد و کلان عاشورا را بر مبنای این نقاشی ها بازنویسی کرد.
    عضو هیات علمی دانشگاه علم و فرهنگ دیوارنگاره های بقاع متبرکه را شاخص ترین نمود هنر عاشورایی می نامد و می گوید: با توجه به جایگاه این هنر در فرهنگ عاشورایی، ولی در میان کارشناسان و پژوهشگران غریبه است و متاسفانه همین امر سبب شده است که هر روز شاهد کاهش این آثار محدود در سراسر کشور باشیم.
    وی می افزاید: این نوع نقاشی به نقاشی های قهوه خانه ای بسیار نزدیک است که برای تزیین امامزاده ها استفاده می شد و با مضامین مذهبی و محوریت امام حسین و کربلا توسط افراد معمولی و گمنام خلق می شدند.
    وی با اشاره به «هم زمانی» در این آثار نیز می گوید: همانطور که در نقاشی های «کوبیسم» شاهد چندین رویداد در کنار یکدیگر هستیم در این آثار نیز در یک هم زمانی، چندین داستان موازی روایت می شوند و عناصر فرمی لزوما از واقعیت بیرون پیروی نمی کنند به نحوی که در برخی آثار «اسب» به رنگ آبی نقاشی شده است که نشان دهنده خیال هنرمند است.
    وی با نشان دادن تصویر نقاشی های تخریب شده شمایل «امام حسین(ع)» و «یزید بن حارث» گفت: شمایل نقاشی شده امام حسین (ع) به واسطه دستانی که از روی عشق بر چهره نقاشی شده امام حسین، لمس شده رنگ از دست داده است درحالی که چهره یزید از روی خشم تخریب شده است و این نشان دهنده عمق ارتباط مردم با این آثار بوده است درحالی که امروزه به جرات هیچ اثر هنری را نمی توان معرفی کرد که نیمی از این ارتباط را با مخاطب گرفته باشد.
    «خشایار قاضی زاده» عضو هیات علمی دانشگاه شاهد نیز درباره تصویرگری عاشورا با اشاره به موضوع «خوانش شمایل شناسانه دو نگاره عاشورایی»، دو اثر نگارگری و نقاشی «ظهر عاشورا» محمود فرشچیان و «ثارالله» ناصر پلنگی را از منظر ویژگی های نمادین و هنری بررسی می کند و می گوید: از آنجا که آفرینش یک اثر هنری وابسته و متاثر از عوامل متعدد است، بنابراین برای نمادشناسی این آثار هنری باید به عوامل زمینه ساز آن توجه کرد.
    قاضی زاده با اشاره به استقبال مردمی از این دو اثر دوره معاصر می افزاید: پرسش از علت این امر، سوال اصلی این پژوهش است که چرا این آثار در میان آحاد مردم چنین جایگاهی یافته اند.
    وی با مقایسه نمادی و نشانه شناسانه این آثار نیز می گوید: «عصر عاشورا» یک ساختار دایره وار در فرم دارد که به اصل واقعه عاشورا تاکید دارد درحالی که «ثارالله» یک اثر خطی در فرم است که در زمان و مکان نمی گنجد.
    قاضی زاده با اشاره به کاربرد پرنده به عنوان نماد آزادگی در دو اثر اظهار می دارد: در آثار دو هنرمند بیش از آنکه با ظهور شخصیت ها روبرو باشیم با حضور روبرو هستیم و بزرگترین شباهت این آثار ایجاد پرسش به جای پاسخ است و یک فغان و سکوت به هم گره خورده است.
    فراهنگ **9031**1418

    برچسب ها

    ثبت نظر