Close
(0) items
You have no items in your shopping cart.
All Categories
    Filters
    Preferences
    Search

    به پاس آنانکه زیباترین جلوه عشق و ایثارند - مریم جلوداران*

    پنجشنبه, 12 اردیبهشت,1398

    به گزارش سایت دفتر مشق به نقل از ایرنا

    آنان که بی ریا و پروانه وار سوخته و هر آنچه آموخته اند، در طبق اخلاص گذاشته و تقدیم بچه های این سرزمین کرده اند تا شمع دانایی و علم و دانش همواره روشن بماند.
    تفاوتی نمی کند در کجای این کشور زندگی می کنند، پای کدام تخته سیاه مشق درس و زندگی می کنند، آنها عزم خود را جزم کرده اند تا جامه دانش و رسیدن به درجه ای از علم و فهم را بر تن بچه ها بپوشانند، زندگی خود را پر و بالی کرده اند برای پرواز نسل آینده و چه زیباست این روز، که چند ساعتی به این همه فداکاری و ایثار و عشق نگاهی عمیق تر داشته باشیم.
    اگر می گویند معلمی شغل انبیاست به واقع درست گفته و اندیشیده شده چرا که معلم ذهن خاموش و جستجوگر انسانی پاک و معصوم را از همان دوران کودکی با انبوهی از آموزه ها پر می کند، تا اندکی از هدف آفرینش و راه سعادت و درست زندگی کردن را به او بیاموزد و تمام سعی اش بر این است که این نور دانایی هرگز خاموش نشود.
    او را باید همچون نقاشی دانست که واژه های دوست ی، فداکاری و مهر را در قالب حروف الفبا به تحریر درآورده است تا طرحی نو بیافریند، طرحی که قلم بر روی جهل و نادانی بکشد و با پیدا کردن مسیر دانایی، به سرچشمه زلال معنویت و هر آنچه انسان را به رشد و تعالی می رساند، سوق دهد.
    او را باید موسیقیدانی متبحر دانست که آهنگ دلنشین علم و دانش را در قالب کلمات تبدیل به صدایی رسا می کند تا بر جسم و جان مشتاقان بنشیند و روح انسان را به پرواز در دریای بیکران هستی درآورد تا به قدر کفایت و فهم خود، اندکی از این صحنه به کام دل نوش کند.
    او را باید باغبانی دانست که گل های باغ زندگی را عاشقانه پرورش می دهد تا ثمره آن، شکوفه ها و غنچه هایی در بوستان دانایی باشد ، باغبانی که خون دل ها می خورد تا در آینده همگان از این میوه شیرین که سال ها برای به نتیجه رسیدن آن تلاش شده، بهره مند شوند.
    از آن زمان که پشت نیمکت مدرسه نشستیم تا درس زندگی بیاموزیم، صدای مهربانش اضطراب و استرس روزهای آغازین سال تحصیلی را در وجودمان کم کرد، به گفته هایش دلگرم شدیم و به آینده امیدوار، آموختیم حروف را از الف تا ی تا با کنار هم چیدن این حروف، کلمات و عباراتی خلق کنیم از جنس خوبی ها، دوستی ها و معرفت.
    شیطنت های گاه و بی گاه و بازیگوشی مان در کلاس درس را زیر چشمی نگاه کرد و نادیده گرفت و همقدم و همراهمان شد تا در مسیر زندگی، مشق دانش و کمال و بالندگی کنیم، روزهای خوب با هم بودن را در کنار او که آموزگاری مهربان و سختکوش بود سپری کردیم و سال های تحصیلی را یکی پس از دیگری پشت سر گذاشتیم و اینک دلتنگیم.
    دلتنگ روزهایی که شوق دور هم جمع شدن داشتیم، زمانی که او نیز همچون شمع ما را به گرد خود جمع می کرد و صبورانه حرف هایمان را می شنید.
    هنوز هم این جلوه های عشق و ایثار در جای جای سرزمینمان به تلاش و کوشش مشغولند، گاه با دست های خالی و تنها یک تکه گچ و یک تخته سیاه، اما با همین وسایل اندک، دردانه هایی پرورش می دهند که هر یک در قله های وسیع علم و دانش نه تنها در داخل کشور بلکه در بیرون از این مرزها نیز حرفی برای گفتن دارند و صد البته خود را مدیون فداکاری های بی دریغ معلمانشان می دانند.
    به پاس تمامی مهربانی ها، صبوری ها و ایثارگری هایش باید تمام قد بایستیم و تنها در روزی که به نامش ثبت شده بلکه همیشه ایام، قدردان زحماتش باشیم و یادآوری کنیم که اگر گذر زمان گرد فراموشی بر خاطرات و بخشی از زندگی مان بپاشد، هرگز او را فراموش نخواهیم کرد چرا که او پیام دانستن، خواستن و توانستن را در گوشمان زمزمه کرد و ما نیز باور کردیم که می توان آموخت و هر آنچه فرا گرفته ایم همانند او به دیگران ببخشیم.

    ** خبرنگار

    برچسب ها

    دفترمشق مدرسه
    Leave your comment