بسته
(0) سبد خرید
شما هیچ موردی در سبد خرید خود ندارید
لیست محصولات
    فیلترها
    زبان
    جستجو

    باختیم، فقط همین - ایمان آرزه*

    چهار شنبه, 02 آبان,1397
    همیشه از کشتی توقع داشتیم، داریم و حالا حالاها خواهیم داشت اما قبل از نقد کارناوال رسول خادم در بوداپست 2018 یک سوزن به خودمان (اهالی رسانه) می زنیم و بعد یک جوالدوز به دیگران.
    فقط یک سوال، در طول 365 روز یک سال، چقدر حواسمان به کشتی، خانه کشتی و زجر و عرق‌های کم جیره و مواجب گوش شکسته‌هاست که حالا که تیم ملی‌مان نتیجه نگرفته، همه سلاح سرد و گرم برداشته ایم برای حمله به آنچه که ولو به حق خوشایند‌مان نیست.
    در طول 365 روز یک سال، چقدر کشتی را به یک شانزدهم نهایی جام حذفی به لیگ یک و 2 و ... و اخبار فوتبالی به ظاهر جذاب اما حتما کم اهمیت تر از کشتی ترجیح داده ایم؟! بگذریم، این تلنگر به خودمان بود، اما حالا تلنگر به یاران خادم و خود خادم.
    سه برنز در 10 وزن یعنی باخت؟ اگر پاسخ مثبت است اصلا چرا باختیم؟ چرا فینالیست نداشتیم؟ چرا اغلب ثانیه های طلایی پایانی را دو دستی تقدیم حریف کردیم؟ و چند چرای دیگر...
    وقتی فن و تشک و کشتی را می‌شناسیم اما در ثانیه های پایانی قادر به اداره مسابقه و یا هر نوع مدیریت فنی دیگر نیستیم، کتابی و دانشگاهی اش می‌شود عدم هماهنگی «عصب و عضله» یعنی چشم می‌بیند اما مغز در بزنگای مهم فرمان کلیدی را صادر نمی کند.
    چه شد که رضا عطری در 57 کیلوگرم و در لحظات پایانی 5-5 تسلیم ولادیسلاو آندریف بلاروسی شد؟ چرا محمدباقر یخکشی در ثانیه های آخر به رودریگز کوبایی باخت؟ چگونه یونس امامی پیروزی 7 بر 3 مقابل حریف اسلواکی را در لحظات آخر با تساوی و در نهایت باخت 7-7 عوض کرد؟ چرا مصطفی حسین‌خانی در آستانه پیروزی بزرگ مقابل جردن باروز آمریکایی، فقط در 15 ثانیه آخر قافیه را باخت؟
    عزت‌الله اکبری حواسش کجا بود؟ او در نیمه نهایی و در جدال برای صعود به فینال در حالیکه 2 امتیاز از جبرییل حسن اف آذربایجانی پیش بود چرا باید پایش را در اختیار حریف قرار بدهد و خاک شود و سووالات متعدد دیگری که باید به آن پاسخ داده شود.
    رسول خادم را به خوبی می‌شناسم و بر توانمندی های فنی بی‌شمار ایشان ایمان دارم، اتفاقا به همین خاطر متعجبم که چرا اینگونه باختیم. اصل باخت‌مان و ناکامی‌مان در بوداپست در وهله دوم سوال است، سوال اول و مهمی که در ذهن‌مان نقش بسته اینکه چرا اینگونه باختیم.
    به تک تک‌ اوزان اشاره نمی کنم چون بعضی از ضعف ها و اشتباهات فاحش متاسفانه در آزادکارانمان مشترک بود. اما غم‌ انگیزترین ‌شکست کاروان کشتی آزاد ایران قطعا باخت دوباره حسن یزدانی مقابل حریف آمریکایی بود.
    شاید ساده ترین دلیل شکست یزدانی مقابل دیوید تیلور نداشتن برنامه بود. یزدانی آمد که مثل همیشه، بدون نگاه به قد و قواره و عنوان حریفش او را 10 پوئنه کند و برود اما غافل از آنجا که در این تلاش نافرجام که حاصلش فقط برد 6-2 در سه دقیقه نخست بود بدنش تحلیل رفت و در نیمه دوم مبارزه تسلیم قوای جسمانی تیلور شد.
    نمی دانم در مورد لحظات پایانی یک رقابت کشتی آن هم در سطح و کلاس جهانی ما خیلی بی تفاوت و بی خیالیم یا نابغه های دنیا خیلی با دید احترام و ارزش به ثانیه های انتهایی اما تعیین کننده نگاه می کنند.
    اینکه یک کشتی گیر تمام فاکتورهای یک رقابت هجومی را بداند عالی است اما کامل نیست چون هنر اداره کشتی و مدیریت در ثانیه های بحرانی حالا از نان شب هم واجب تر است. اگر می پرسید هنر اداره کشتی دیگر چیست یا دنبال مثال می گردید که این نوشتار قابل درک بیشتری باشد شما را دعوت می کنم به تماشای فینال وزن 61 کیلوگرم؛ جایی که دفاع جانانه «بونه رودریکز» کوبایی مقابل «گادجی مراد رشیداف» روس از او قهرمان جهان ساخت، یا جنگندگی و مدیریت تماشایی جردن باروز آمریکایی مقابل «فرانک چامیزو» کوبایی الاصل ایتالیایی مدال برنز را به کوبا رساند.
    نسبت به مسابقات پاریس 2017 و نهمی بحث برانگیز در جهان، اینجا (در بوداپست 2018) چند پله صعود داشتیم و حالا ششم دنیا هستیم، یک مدال پاریس هم به سه مدال در بوداپست افزایش پیدا کرد اما بپذیریم انتظارات برآورده نشد به دو دلیل:
    1-فینالیست نداشتیم؛ مگر می شود جزو مثلث قدرت کشتی دنیا باشیم و در 10 وزن حتی یک نماینده کشتی ایران در فینال حضور نداشته باشد.
    2- هم طلا نگرفتیم و هم اصلی ترین شانس طلا (حسن یزدانی) دوباره به یک حریف تکراری باخت، فقط چند صد کیلومتر آن طرف تر، در اروپا.
    راستی، واقعا اختلاف فنی کشتی ایران با تیم نخست جهان که حالا روس ها هستند پنج پله و 113 امتیاز است؟!
    -----------------------
    - کارشناس کشتی

    برچسب ها

    ثبت نظر