بسته
(0) سبد خرید
شما هیچ موردی در سبد خرید خود ندارید
لیست محصولات
    فیلترها
    زبان
    جستجو

    انتقام جویی هولناک داماد سابق با لباس عجیب

    شنبه, 05 آبان,1397

    به گزارش اقتصادآنلاین، خراسان نوشت؛ متهم این پرونده جنایی که «مجتبی – ع» نام دارد، صبح پنج شنبه گذشته مقابل میز عدالت نشست و در تشریح ماجرای جنایت وحشتناکش گفت: سال 1392 قطعه زمینی را از پدر زنم خریدم ولی بعد فهمیدم که زمین مذکور مشکل دارد به همین دلیل اختلافات بین من و خانواده همسرم شکل گرفت تا این که در سال 95 یک شب پدر زنم به خانه ما آمد و دخترش را با خود برد. یک سال بعد از این ماجرا بود که فهمیدم همسرم با وکالتی که من برای اعتیادم به آن ها داده بودم، از دادگاه حکم طلاق گرفته است. با شنیدن این موضوع نزد پدر و مادر همسرم رفتم و به آن ها گفتم من زندگی ام را دوست دارم و نمی خواهم همسرم طلاق بگیرد ولی آن ها قبول نکردند. این گونه بود که من مادر زنم را تهدید به اسیدپاشی کردم!​

    از سوی دیگر هم چند بار برای دیدن فرزندم به محله آن ها رفتم ولی خانواده همسر سابق ام فرزندم را به من نشان نمی دادند و او را مخفی می کردند!  به همین دلیل من پدر زنم را عامل همه این بدبختی ها می دانستم که در زندگی من دخالت می کرد! این بود که تصمیم به انتقامی وحشتناک گرفتم. می خواستم داغی به دلش بگذارم که هیچ وقت فراموش نکند. او خیلی روی تک پسرش که در شهرداری کار می کرد، حساس بود و بیش از اندازه او را دوست داشت به این دلیل تصمیم به قتل برادرزنم گرفتم تا بداند ندیدن فرزند یعنی چه!

    متهم که در حضور قاضی میرزایی، جزئیات این جنایت هولناک را تشریح می کرد، ادامه داد: از حدود یک ماه قبل هر روز در محله خیابان طلوع 13 کمین می کردم تا او را که صبح سرکار می رود به قتل برسانم اما جرئت این کار را پیدا نمی کردم تا این که صبح سه شنبه مقداری مواد مخدر از نوع شیشه کشیدم و با پوشیدن لباس گشاد و کلاه کشی سیاهی که تا زیر گلویم را پوشانده بود دوباره پشت درخت های نزدیک خانه پدر زنم مخفی شدم. این بار عینک دودی هم زده بودم تا شناخته نشوم. وقتی برادرزنم حدود ساعت 6:30 خودرواش را از خانه بیرون آورد و برای بستن در حیاط پیاده شد، من بلافاصله به سمت او حرکت کردم.

    برادر زنم که کودک 11 ماهه ای نیز دارد از قیافه ظاهری ام مرا شناخت و با دست به صورتم زد که عینک ام افتاد. وقتی قصد فرار داشت با چاقو از پشت سر دو ضربه بر پیکرش زدم که روی زمین افتاد سپس ضربات دیگر را بر بدنش فرود آوردم! او غرق در خون بود که من از محل گریختم و به اطراف خیابان طبرسی رفتم. متهم در حالی که مدعی بود خانه ای مجردی در بولوار میرزا کوچک خان مشهد دارد، در ادامه این ماجرا اضافه کرد: روز بعد با خودم فکر کردم از برادرزنم خبری بگیرم. به همین دلیل به صورت مخفیانه به در منزل آن ها رفتم و با دیدن پارچه های سیاه فهمیدم که او را کشته ام!

    این بود که دوباره به اطراف خیابان طبرسی آمدم و به داخل کیوسک پلیس رفتم تا خودم را معرفی کنم. به ماموران گفتم من برادرزنم را با چاقو کشته ام ولی آن ها مرا از کانکس بیرون کردند و گفتند برو به محلی که قتل کرده ای .من که دیگر چاره ای نداشتم با یک پیک موتوری به کلانتری رسالت رفتم و خودم را به آن ها معرفی کردم که آن ها نیز مرا به دادسرا فرستادند! متهم در حالی که از وقوع این حادثه ابراز پشیمانی می کرد با دستور قاضی کاظم میرزایی روانه زندان شد تا این پرونده جنایی دیگر مراحل قانونی خود را طی کند.​

    برچسب ها

    ثبت نظر