بسته
(0) سبد خرید
شما هیچ موردی در سبد خرید خود ندارید
لیست محصولات
    فیلترها
    زبان
    جستجو

    افسانه آن مرد که ابوالفضل زرویی نصرآباد بود

    یکشنبه, 05 اسفند,1397

    به گزارش سایت دفتر مشق به نقل از ایرنا

    به گزارش خبرنگار فرهنگی ایرنا از روابط عمومی سپهر سوره هنر، معاون فرهنگی دانشگاه تهران عصر یکشنبه در آیین نکوداشت زنده ‌یاد « ابوالفضل زرویی نصرآباد » نویسنده و طنزپرداز فقید در تالار فردوسی دانشکده ادبیات این دانشگاه ضمن قدردانی از حضور هنرمندان، شعرا، ادیبان، مدیران و مسئولان در این مراسم، ابراز امیدواری کرد: یادمان‌هایی مانند استاد زرویی نصرآباد مهجوریت را کمتر کرده و نسل جدید را با ذوق و سلیقه اشعار این شاعر و نویسنده برجسته آشناترکند.
    مجید سرسنگی افزود: سرنوشت مرحوم زرویی نصرآباد به سرنوشت فرهنگ و هنر این سرزمین از جهت غربت و مظلومیت شباهت دارد چراکه اگر وی مثل خیلی ها در زرق و برق زندگی می کرد شاید شرایطش غیر از این بود، او شاعری معمولی ستیز بود. برخلاف جریان متداول جامعه که به سمت مادیات و پیرایه های دنیوی سیر می کند، به جامعه آرمانی خویش که صداقت و مهربانی دارد، گرایش داشت.
    او گفت: در دوره ای که بسیاری از ارزش ها یا از دست رفته یا کمرنگ شده است، اشعار و نوشته های او یک فرصت و اتفاق است. از او برای میراثی که برایمان به جا گذاشته است، تشکر می کنیم که توانسته ما را به آرمان های یک انسان واقعی نزدیک تر کند.

    ** زرویی نصرآباد را ندیدند

    شاعر، نویسنده و مدیر انتشارات نیستان نیزدرباره زنده یاد نصرآباد گفت: به نظرم شخصیت زرویی نصرآباد همچنان ناشناخته باقی مانده است و من ترجیح می دهم یادداشتی را درباره او برایتان بخوانم.
    سید مهدی شجاعی در ادامه یادداشتی مربوط به 15 سال پیش را که در آن خطاب به ابوالفضل زرویی نصرآباد از آموزه های او تشکر و قدردانی کرده بود، خواند. از این که کاربرد ترکیب هایی همچون «سهل ممتنع» و «چرند پرند» را به شیوه ای درست به او آموخته بوده است.
    وی با خواندن این یادداشت اظهار داشت: عده ای زرویی را ندیدند زیرا همیشه همه را به یک چشم می بینند.

    ** خاطرات با زرویی نصرآباد خوش است

    نویسنده و کارگردان سینما و تلویزیون نیز با اشاره به خاطره از دوستی با ابوالفضل زرویی نصرآباد گفت: نخستین بار سیدعلی میرفتاح ما را با یکدیگر آشنا کرد و در آن جلسه حرفی برای گفتن نداشتیم. اما بعدها امید مهدی نژاد و عباس حسین نژاد شرایط ملاقاتی طولانی را در خانه ابوالفضل فراهم کردند.
    امرالله احمدجو افزود: در آن جلسه از آلوچه دزدی، سر به سر باغبان ها گذاشتن و خاطرات کودکی و نوجوانی مان گفتیم و تا زمانی که آفتاب سر زد و ظهر شد، گفتیم و خندیدیم. مدت ها بود که بیکار بودم و به دلیل مسائل معاش سختی می کشیدم. بعد از چند سال همان روز پیشنهادی کاری به من داده شد و هرآنچه خاطره از او دارم، خوش است. گاهی با ابوالفضل می گفتیم بیکاری خوب است، اما حیف که درآمد ندارد!
    درادامه این برنامه از مجموعه «حکایت آن سرو بلند» با حضور محمد زرویی نصرآباد، برادر مرحوم ابوالفضل زرویی، مجید سرسنگی، معاون فرهنگی دانشگاه تهران، سیدمهدی شجاعی، شاعر و نویسنده، حسن فارسی، معاون فرهنگی سازمان جهاد دانشگاهی دانشگاه تهران، امرالله احمدجو نویسنده و کارگردان سینما و تلویزیون، رونمایی شد.
    این کتاب توسط نسیم عرب امیری گردآوری و توسط انتشارات جهاد دانشگاهی دانشگاه تهران منتشر شده است.
    در پایان این برنامه، اسماعیل امینی، امید مهدی نژاد، روح الله احمدی، نسیم عرب امیری، محمدرضا ترکی استاد ادبیات دانشگاه تهران و حسن صنوبری نیز اشعاری را در توصیف ابوالفضل زرویی نصرآباد خواندند.

    **نگاهی به زندگی ابوالفضل زرویی نصرآباد

    زنده یاد زرویی نصرآباد متولد 15 اردیبهشت 1348 در تهران بود که با نام های مستعار ملانصرالدین، چغندر میرزا، ننه قمر، کلثوم ننه، آمیز ممتقی، میرزا یحیی و عبدل شناخته می شد و در نشریاتی همچون گل آقا، همشهری، جام جم، ایرانیان، انتخاب، زن، مهر، کیهان ورزشی، بانو، جستجو، عروس و تماشاگران همکاری داشت.
    مجموعه های بامعرفت‌ها، بزن قدش، آش آلو، پیقولاد، تراژدی شاعر و اتوبوس، پاره ترین قسمت دنیا، شباخندگان، شبانه، سر به... سر، راز سر دیوار، سبز نای عاطفه دلخواه، حرف آباد، چیستان، آثار باستانی، ظهر است ساقیا، کار نیکو کردن از پر کردن است، کبود چشم من، علت العلل، نامه‌های مرد ذلیل، ما روزهای جمعه تعطیلیم، در بدرقه دوستم قیصر امین پور، چشمان تو ویرانه های تخت جمشیدند، تقدیم به همه مادران و مادر خودم که نزد حضرت دوست است و نیز صبحگاه واقعه از آثار اوست.
    ابوالفضل زرویی نصرآباد، دهم آذرماه 97 دارفانی را وداع گفت.
    فراهنگ ** 9211 ** 1355 **

    برچسب ها

    دفترمشق دانشگاه
    ثبت نظر