بسته
(0) سبد خرید
شما هیچ موردی در سبد خرید خود ندارید
لیست محصولات
    فیلترها
    زبان
    جستجو

    آرمانشهر های اربعینی

    یکشنبه, 06 آبان,1397
    غبار راه را در چهره زائران می توان دید اما خستگی را نه؛ کسانی که نه باران های شدید چند روزه اخیر ، نه طول راه و نه گرد و خاک مسیرهای دیگر نتوانست مانعشان شود تا به نجف، اولین میعادگاه برای تجدید عهد با نخستین امام ، پیش از زیارت شهدای کربلا برسند.
    اینجا پرچم‌ همه و همه پرچم‌ها بالاست. صدای صلوات در پله برقی طولانی منتهی به خیابان ورودی صحن حضرت فاطمه زهرا (س) و‌رودی حرم امیرالمومنین (ع) هر چند ثانیه یک بار طنین انداز می شود.
    کالسکه های کودکان و ویلچرهای کهنسالان و معلولان یکی از تصویرهای منحصر به فرد راهپیمایی اربعین است.
    اربعین هر چند بزرگترین حرکت مسالمت آمیز جهان است و شاید اصطلاح مسالمت آمیز برای این جنبش ‌بزرگ بشری کم باشد. گردهمایی ها و حرکت های بزرگ معمولاً خالی از برخوردها و تندی ها و خشونت ها نیست؛ اینجا اما جنبش هست؛ سرعت و تکثر و گوناگونی مردمان هم هست اما خشونت نیست و در عوض هر لحظه اش جلوه ای از محبت و ایثار است و در عین حال، هم بغض ها را می توان دید هم شوق ها را؛ لبخندها هم برای التیام است.
    پلاکاردهای «الحسین یجمعنا» (حسین ما را گرد هم‌می آورد) همه جا دیده می شود؛  از دیوارها تا پشت پیراهن های کودکان و پرچم‌های افراشته بر مواکب و دستان زائران پیاده.
    در ورودی ضریح مطهر حضرت علی (ع) هزاران جفت کفش رها شده؛ اینجا همه، پابرهنه وارد می شوند.
    آن طرف‌تر، صدها کوله پشتی و کیف، کنار هم چیده شده اند، هیچ نگهبان و ناظری  هم ندارد. جوانی در گوشه ای، گوشی تلفن همراه خود را به دستگاه شارژر متصل می کند و بی آنکه به عقب برگردد به زیارت می رود؛ باور دارد که این حرم امن است و گویی همه فقط نگران یک ‌گمشده می شوند.
    نوجوانی می پرسد: این کفش ها و کوله ها را چرا اینجا رها کرده اند؟ زائری سپید موی پاسخ می دهد: سرهای بسیاری به عشق این ارادت اربعینی، فدا و از سر جدا شده اند؛ کفش و کوله که سهل است.
    از خودم می پرسم: چه می شد اگر دلهای مردم، همیشه اربعینی بود؟
    خاورم9241*1933*1049

    برچسب ها

    ثبت نظر