بسته
(0) سبد خرید
شما هیچ موردی در سبد خرید خود ندارید
لیست محصولات
    فیلترها
    زبان
    جستجو

    آخرین قصیده

    شنبه, 14 اردیبهشت,1398

    به گزارش سایت دفتر مشق به نقل از ایرنا

    به گزارش خبرنگار فرهنگی ایرنا، نمایشگاه سی و دوم کتاب تهران هم با تمام دلهره ها، دغدغه و نگرانی ها بابت استقبال یا عدمش آغاز، برگزار و تمام شد، نگرانی فرهنگ دوستان برای وضعیت مطالعه کشور که گفته می شود خوب نیست، نگرانی از فروش کتاب و برخورداری از متقاضی کتاب در شرایط اقتصادی کنونی در کنار تمام مزیت های برگزاری یک نمایشگاه، در سایه نمایشگاه سی و دوم تا حدودی برطرف شد.
    مردم هنوز کتاب می خرند و کتاب می خوانند و این جای بسی امیدواری دارد، اما نمایشگاه کتاب تهران در کنار فلسفه وجودی یعنی عرضه و فروش کتاب بویژه کتاب های جدید، نواقص عرصه کتاب و فرهنگ را نیز برای چندمین بار یادآوری کرد.
    برگزاری نمایشگاه در مصلای تهران که در مرکزی ترین نقطه تهران قرار دارد از یکسو و از بعد دسترسی بهترین مکان برگزاری نمایشگاه است و به اذعان خیلی ها در مقایسه به محل نمایشگاه های دائمی تهران و شهر آفتاب گزینه بسیار مناسب تری است.
    اما در نگاه کلی و باز به اذعان بسیاری جای مناسبی برای برگزاری نمایشگاه کتاب نیست، نمایشگاه کتاب نیازمند یک محل تخصصی و دائمی است، در این مساله شکی نیست، سرمای روزهای نخست، پله های عریض و طویل نمایشگاه، نسافت طولانی تا بخش های نمایشگاهی و نبود وسیله جابجایی در برخی ورودی ها و کمبود آنها در محل های تعبیه شده، سختی رفت و آمد برای سالمندان و کودکان و عدم پارکینگ برای وسایل نقلیه حداقل دلایل برای مناسب نبودن مصلا جهت نمایشگاه است هرچند ناشران معتقدند نسبت به دو گزینه دیگر موجود بهترین انتخاب است.
    از محل نمایشگاه که بگذریم تازه به برگزاری و فرآیند اجرا و برنامه ریزی می رسیم، از بیشترین گلایه های مراجعان سی و دومین نمایشگاه کتاب تهران به عرضه غذا بر می گردد، غرفه هایی که به مراتب از تمامی غرفه های کتابفروشی بیشتر فروش داشتند و صف های عریض و طویل که تا اواسط محوطه مصلا را می گرفت، به جز عرضه گران قیمت و چند برابری غذا رواج فروش فست فودهای جورواجور آن هم با قیمت های بسیار بالا خود نقیصه ای قابل تامل و خرده گیری است.
    بلندگوهای محوطه مصلا هم که گوش را کَر می کرد و تنها به پخش تبلیعات چند ناشر خاص می پرداخت، از دیگر اشکالاتی بود که ظاهرا در تمامی دوره ها تکرار می شود و هیچ تدبیری هم برایش نبوده و نیست و شاید هم نخواهد بود.
    کمبود چادرهای اطلاع رسانی و کارگزارانی که در این چادرها به ارائه اطلاعات مورد نیاز مراجعان می پرداختند و صف های در انتظار که وقت زیادی از بازدیدکنندگان را می گرفت و موجب کلافگی بویژه در روزهای پایانی و در زیر آفتاب می پرداخت.
    چینش ناجور غرفه ها که به گفته بسیاری از ناشران عدالت در تخصیص آنها به چشم نمی خورد، دیگه اشکالاتی بود که نمایشگاه سی و دوم را کمی آزرده کرد.
    ازدحام جمعیت در ایستگاه های متروی منتهی به نمایشگاه در برخی ساعات و روزها، در ورودی های مختلف به مصلا و نیز شلوغی جمعیت در محل مصلا بویژه شبستان و بخش ناشران عمومی در برخی روزها با توجه به فضای باریک راهروها کلافه کننده بود و مراجعان را عصبی می کرد.
    اصحاب رسانه هم که مثل همیشه فراموش شده دست اندرکاران بودند و برخی ها در کمیته اطلاع رسانی و اجرایی مستقر شدند تا به گونه ای مهمان ناخوانده باشند.
    نمایشگاه کتاب در ساعات پایانی با نم نمکی اندک از باران همراه بود که فضا را رمانتیک تر و البته غم اتگیز تر می کرد، در غروبی که مثل تمام غروب ها دلگیر است، نمایشگاه کتاب سی و دوم با تمام تلخی ها و شیرینی هایش میان عکس های یادگاری تمام شد.
    تلخی بابت کولبری که تا نیمه کج شده بود تا امرارمعاش کند برای خانواده اش، تلخی بابت اشک در چشمان ناشری که از کسادی اوضاعش در پاسخ به سوالمان گفت و بغضی که نویسنده در مصاحبه نتوانست قورت دهد و گفت قلمش دیگر بواسطه خیلی موارد ناگفتنی و گفتنی نای نوشتن ندارد.
    تلخی نگاه غمبار ناشری که حتی یک چهارم کتاب هایش در نمایشگاه نفروخت و با ناامیدی امروز دو ساعت مانده به پایان کار نمایشگاه کتاب هایش را جمع کرد و غرفه اش را تحویل داد و تلخی جیب خالی دانش آموزی که گفت با اردوی مدرسه آمده است و کتاب می خواهد و نمی تواند بخرد و تلخی بابت بار کتاب هایی که برگشت به انبار ناشر که البته هر فرهنگ دوستی را می رنجاند.
    اما نمایشگاه کتاب شیرینی هایی هم داشت، شیرینی بابت شعف ناشرانی که خوب فروخته بودند و با جیب پر و بار خالی تر کتاب برگشتند، شیرینی بابت افزایش فروش نسبت به دوره قبل که می تواند گویای این باشد که کتاب هنوز هم غریبه ای نیست که به کنج برود.
    خوشحالی بابت حضور جوانانی که همه می گویند غرق در فضای مجازی اند، خیلی ها خرده گرفتند که چرا نمایشگاه جای قرار رفقا شده اما این می تواند خوشایند باشد که یک مکان فرهنگی جایگزین کافی شاپ و غیره شود تا شاید هم در رهگذر این عبور و مرور کتاب هم خریدند.
    خوشحالی بابت خنده های کودکانه ای که در بخش کودکان پیچید و در نهایت خوشحالی از اینکه بزرگترین رویداد فرهنگی کشور به نام کتاب باز هم رقم خورد و با تمام کم و کسری ها و داشته ها و نداشته ها زیبا هم رقم خورد.
    نمایشگاه کتاب سی و دوم تمام شد اما دغدغه های فرهنگی تمامی ندارد، چه خوب است که متولیان فرهنگ کشور و تمام دست اندرکاران از هم اکنون به فکر نمایشگاه بعد بی نقص تر و کامل تر در حد توان باشند.

    از: فاطمه رحمتی
    فراهنگ**3009 ** 9246**

    برچسب ها

    دفترمشق مدرسه
    تلگرام دفتر مشق @Daftarmashgh_Post
    ثبت نظر

    Loading...
    banner